درباره فقیر و غنی در قرآن

 

در قرآن یکی از موارد پرداخت جریمه بعضی گناهان آزاد کردن برده است.از آنجاییکه قرآن خود اعلام آزاد سازی بردگان را نموده است و به راه های مختلف میخواهد برده داری را بطور ریشه ای و اعتقادی از بین ببرد فرموده است چنانکه برده ای یافت نشد روزه بگیرید.یعنی پیش بینی اینکه برده ای وجود نداشته باشد شده است.

 

به همین قیاس اگر قرآن خود منادی کمک اغنیا به فقرا میباشد و میخواهد مومنین با پرداخت زکات نگذارند فقیری (السائل و المحروم) در جامعه باشد پس چرا عبارت "ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولی بهما" در آیه 135 سوره النساء در قرآن وجود دارد؟

 

در تمام موارد فقیر و غنی بطور متقابل و امر به اغنیاء به کمک به فقراء مطرح میشود غیر از آیه 135 سوره النساء. این آیه در نظر اول چنین مینماید که خداوند بطور ضمنی وجود غنی و فقیر را می پذیرد و به فقر و غنا رسمیت میبخشد.در حالی که اگر کلیت سوره النساء را در نظر بگیریم چنین برداشتی نمی شود داشت.

 

-------------------------------------------------

 

در اواخر سوره بقره آیاتی را می بینیم که وجود فقر در جامعه را نتیجه القائات شیطان بر اغنیا میداند.

شیطان اغیاء را از فقر میترساند و مانع میشود که آنها بر فقرا ببخشند.

 

این بدیهی است که خداوند نعمات به اندازه نیاز طبیعی انسانها را در دل طبیعت بودیعه نهاده است.

مشکل اینستکه اختلاف استعدادات که ضروری حیات دنیوی است یا تقدیر الهی باعث میشود عده ای به ثروت و غنا برسند و عده ای دیگر به دلیل کمی استعداد و توان یا حوادثی نا خواسته و یا تقدیر الهی به فقر برسند.جمع ثروت از راههای نامشروع را در نظر نمی گیریم.

 

اغنیاء نباید تابع منطق شیطان شده با تکبر و شیفتگی به هوش و استعداد برتر خود فرمان خداوند را به کمک به همنوعانشان ندیده بگیرند یا فراموش کنند و بگویند: انطعم من لو یشاء الله اطعمه (یس آیه47)

 

همینطور در سوره النور هم میفرماید: ان یکونوا فقرا یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم.

 

بنابراین نمی توان گفت خداوند اراده دارد فقیر در جامعه برای همیشه وجود داشته باشد.همان منطق سوره الفجر جاری است:

 

فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَئهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ِ أَكْرَمَنِ(15)

وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَئهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ِ أَهَانَنِ(16)

كلاََّ  بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ(17)

وَ لَا تحََضُّونَ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ(18)

وَ تَأْكُلُونَ الترَُّاثَ أَكْلًا لَّمًّا(19)

وَ تحُِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا(20)

 

فرصتی محدود به اغنیا داده میشود تا به کمک فقرا بشتابند.اگر اغنیا توجه نکنند و کار را به اسراف و فساد در جامعه بکشانند با غضب الهی که از طرق مختلف از جمله از طریق فقرا و مجاهدین در راه خدا پیاده میشود روبرو خواهند شد.

 

مومنین باید نفوس خود و نسل های بعد را به کمک به یکدیگر ممارست میدادند و وصیت میکردند تا وقتی به جوامع پیچیده امروزی با ظهور تخصص در کارها و رضایت اجتماعی گسترده میرسند نسل مومن با تلاش و راضی به قوانین عمومی ظاهر میشد.

 

-------------------------------------------------

 

اما سوره النساء بنا بر کلیت خود بنا دارد بر بیان اینکه افراد انسانی در برابر قانون یکسان هستند

خداوند انسانها را رجال و نساء از یک پدر و مادر میداند و آنها را به اهمیت و ارزش همسنگ دادن به یکدیگر فرا میخواند:

 

یتیمان را مانند فرزندان خود دانستن و به آنها رسیدگی کردن.

 

ذکر قوانین ارث نمونه ای است از قوانین اجتماعی که کلی هستند و به افراد خاصی اشاره ندارند.

 

زنان و مردان با حفظ افتراقات طبیعی همگی باید گوش به فرمان خداوند باشند.فرمانهایی که خداوند بر رسولانش داده است و صالحین و مومنین در پی اجرای آنها هستند.

 

رعایت رضایت اجتماعی در تجارت نیز از قبیل همین قوانین است.

 

اعلام آزاد کردن بردگان موجود (بشرط درخواست خود آنها و دیدن خیر در آنها) و نگرفتن برده جدید از زمان نزول قرآن نیز یکی دیگر از نمونه های یکسان دیدن انسانها در برابر فرمان خداوند است.

 

اطاعت از الله در این سوره بشکل دقیق تاویل میشود.(آیه اولی الامر).این آیه نیز در سیاق سوره قرار دارد.همه در برابر امر خداوند قرار داریم حتی خود رسولان.

 

بنابراین فقیر و غنی هم در برابر اوامر الهی یکسان هستند. انتظار میرود هرکدام از ایشان ایمان آورده و به وظایفی که خداوند تعیین فرموده گردن نهند و مانند شیطان موضع نگیرند.

 

مومنین هم در اجرای قوانین الهی جانبداری فقر و غنای افراد را نکنند. بدیهی است منظور غنایی است که هنوز به فساد و اسراف کشیده نشده است و فرصت دارد.اهمیت دادن به نفس انسانها و آنها را ارزشمند دانستن در سوره النساء موج میزند.همان کونوا قوامین بالقسط شهداء لله (آیه 135) که در این سوره است و همه مومنین به آن موظف هستند.

 

با دید دقیق تر و رعایت بیشتر اتصال آیات در سوره النساء بنظر میرسد اصلا افراد مورد اشاره با کلمات "غنیا او فقیرا" در آیه 135 از میان مسلمانان نیستند بلکه از میان غیر مومنین جامعه هستند یا از میان مومنین ضعیف الایمان اهل کتاب میباشند که به اسلام اعتقاد راسخ ندارند.

 

آیات بلافاصله قبلی اشاره دارند به عمومیت افراد انسان.از همان ابتدای سوره معلوم میشود که دستوراتی بیان میشود در گستره تمام انسان ها.دستوراتی از جانب خالق ایشان.عده ای ایمان می آورند تبعیت میکنند اختلافات خود را با این دستورات رفع میکنند و عده ای کافر میشوند و عده ای در این میان منافقانه عمل میکنند...

 

شاهد بر این عمومیت اتصال آیات سوره النساء (سوره 4) از آیه 127 تا آیه 135 میباشد.در آیه 127 اشاره به "قیام بالقسط" میان ایتام است و پس از دستور به تکالیف بیشتر به "قیام بالقسط" بزرگتر و پر دامنه بین تمام افراد انسانی در آیه 135 ختم میشود یعنی پس از 8 آیه.در ادامه نیز به ایمان راسخ داشتن مومنین دستور داده  میشود...

 

آیه 127 تنها آیه ای از قرآن است که در آن کلمه "النساء" دو بار (4+4) تکرار شده است. التبه در آیه ذیل از سوره احزاب دوبار کلمه "نساء" آمده نه دقیقا "النساء":

 

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا (32)

 

-------------------------------------------------

 

قبلا در سوره آل عمران فرموده است:

 

 شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَئكَةُ وَ أُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائمَا بِالْقِسْطِ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(18)

.

در سوره آل عمران اولوا العلم قائم بالقسط که شهادت میدهند به وجود خداوند و یکتایی او معرفی میشوند در سوره بعدی یعنی سوره النساء همه مومنین به این قیام فراخوانده میشوند.در آنجا مجادلات علمی در سطح تاویل آیات به اشتباه اندازنده یعنی "ماتشابه منه" و نیز در سطح ادیان مطرح

هستند:

 

قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ كَلِمَةٍ سَوَاءِ  بَيْنَنَا وَ بَيْنَكمُ‏ْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لَا نُشرِْكَ بِهِ شَيًْا وَ لَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ(64)

 

-------------------------------------------------

 

پس از گذراندن کونوا قوامین بالقسط شهداء لله در دو سوره آل عمران و النساء در سوره المائده به قسط در بهره مندی از تنعمات بر مبنای امر الهی میرسیم.محرمات در خوراکی ها بسیار جزیی تر بیان میشوند.

 

افرادی که قبلا دارای ارزش یکسان انسانی معرفی شدند بطور طبیعی باید همگی از تنعمات زندگی نیز بهره کافی داشته باشند. نه اینکه افراد فقیر و ناتوان از نعمات اولیه بی بهره باشند و اغنیاء اسراف و تبذیر داشته باشند.مانند منحرفین امم گذشته که بجای پرداخت زکات به گرفتن ربا پرداختند.

 

این امکان ندارد مگر اینکه اغنیاء در اراده و در قلوب خود به خداوند فکر کنند (قوامین لله) و او را در نظر بگیرند و به امر او به فقرا و پرداخت زکات به ایشان رسیدگی کنند.

این خود هماهنگ است با امر به مومنین به داشتن تعاون در امور نیک و تقوی در اول سوره المائده.

 

پس با دو قسط روبرو هستیم در سوره النساء و قبل از آن در سوره آل عمران به قسط در ارزشمندی نفوس انسانها و یکسان دیده شدن در برابر قوانین. دیگری در سوره المائده به قسط در برابر بهره مندی از رزق و نعمات و محرمات از خوراکی ها.

 

چرا به دو قسط به یک قسط.کلا یکسان دیده شدن و بدون تبعیض منظور شدن اولیه انسانها در برابر خداوند.این امر خداوند باید توسط مومنین در حیات دنیا پیاده سازی شود. تسلیم امر او شدن و اجرا شدن این امر یعنی همان قیام بالقسط..سرکوب افراد فاسد شده  و دستگیری از ناتوانان و توکل به خداوند در این اجراء.

                                                                                                                                                                                      صفحه اول