خمس در قرآن

 

امید است حفظ ارتباط آیات در هر سوره از جمله در سوره انفال و کلیت قرآن در حد توان و توفیق حاصل شود.

 

سوره انفال سرشار از تاکید بر ارتباط مومنین باهم است. بر استفاده از اموال عمومی برای اصلاح امور بینشان تاکید میکند.از فتنه و مشکلاتی که نه فقط گریبان خاطیان را خواهد گرفت بلکه گریبانگیر تمام افراد جامعه خواهد شد برحذر میدارد.دوستی مال دنیا مذمت میشود.ولایت مومنین اعم از مهاجرین و انصار بر یکدیگر موکدا بیان میشود.  

 

ضمن آیات 65 و66 سوره انفال مومنین در حد و اندازه هایی از قدرت ایمان و جهاد معرفی میشوند که قادر هستند 20 نفری حریف 200 نفر از کافرین باشند و یا 100 نفرشان در مقابل 1000 نفر از آنها.

این قدرت و توان برای ایشان با داشتن ضعف ایمانی بهنگام جنگی که در سوره انفال به آن اشاره میشود کاهش میابد در نتیجه 100 نفر از آنها میتوانند در مقابل 200 نفر قرار بگیرند.داشتن قدرتی باندازه یک پنجم.

 

اگر مومنین در حد و اندازه های ایمانی شایسته بودند چقدر از غنائم جنگی را به فقرا میدادند و چقدر تسلیم فرمان پیامبر میبودند؟

 

واضح است که در حد شایسته تمام آنچه غنیمت میگرفتند تقدیم رسول الله میکردند و اصلا دست

 نمی زدند و منتظر میماندند تا ایشان چه دستوری دهد.آنها برای غنیمت جنگ نمی کردند در راه مستضعفین و کمک به آنها فداکاری میکردند و در جستجوی رضوان الهی بودند. از غنائم برای تجهیزات جنگی برای دفعات بعدی استفاده مینمودند.

 

حالا که در یک پنجم از توان ایمانی هستند و بدنبال غنیمت بوده و حتی زودتر از زمان لازم میخواهند بابت اسرا فدیه بگیرند خداوند به آنها تخفیف میدهد و میخواهد در حد یک پنجم تقدیم رسول الله نمایند و به فقرا کمک شود و بقیه مال خودشان باشد و برآنها میبخشد و آنها را می آمرزد.

 

اشارات در علت بیان خمس غنائم را در آیات40 و 41 ببینیم. ببینید چقدر مفصل مختصات زمانی و مکانی خاص را بیان میکند.

 

این حکم برای زمان و مکان خاص بوده ولی انتظار بیش از این ها بوده و هست.

همین جا لازم است ذکر شود که این موضوع تایید کننده ناسخ و منسوخ در قرآن نیست چرا که وقتی خود حکم موقت اعلام یا فهمیده میشود دیگر ناسخی در پی ندارد بلکه احکام کامل کننده در پی خواهد داشت.همچنانکه در اواخر سوره اعلام کلی :فکلوا مما غنمتم حلالا طیبا و اتقوا الله ان الله غفور رحیم ...نشان از این دارد که مصرف غنائم باید بنحو کلی حلال باشد حلال یعنی به شرط رضایت اجتماعی و بسوی مساوات.برای اصلاح ذات بینکم هماهنگ با اول سوره.یعنی طبق حکم کلی الهی.

 

ظرفیت کامل در تکلیف تقسیم غنائم در سوره  حشر بیان میشود.جایی که غنائم زیادی بدست میاید که مومنین با جنگ مختصر یا بدون جنگ آنرا بدست می آورند.تقسیم غنائم با  همان عبارات مشابه سوره انفال است فقط کلمه خمس ندارد و از مومنین انتظار دارد که هر مقدار رسول الله به آنها میدهد یا نمی دهد قبول کنند.

 

این حالت مانند همان تسلیم و اطاعتی است که هنگام ایمان کامل و جنگ تمام عیار هم از مومنین انتظار میرود.جانفشانی برای رضای خداوند بدون انتظار ذره ای سهم از غنائم. این همان فرمان نهایی و آخرین قرآن بترتیب سور در این زمینه در سوره 59  سوره حشر است.

 

نقل است تقسیم غنائم در عمل نیز به صور مختلف بوده است.زمانی رسول الله از سهم خود صرف نظر میکرده و به افراد دیگر میداده است و سهم افراد نیز بهمین نحو متغیر بوده است.

 

برای همین هم بنظر میاید اندازه خمس غنائم حکم قطعی برای تمام زمانها نبوده است.میزان زمان آسانگیری مقدار غنائم در یاد و خاطر و دفتر تمام افراد کم ایمان و کم همت و کم دقت میماند ولی انتظارات و اجرای هر چه کامل تر تکالیف فراموش میشود (عمدا یا سهوا و وسوسه خناسان).

 

 

مقدار سهم از غنائم در زمان خاص و آسانگیری وسیله ای برای جنگ ها به خاطر ثروت اندوزی دنیایی در زمانهای بعد شد...

 

آیا این خود آزمون الهی نیست؟

هدایت تسلیم شدگان و ضلالت و خسران ظالمین با قرآن نیست؟ غنائم دنیایی وسیله آزمون شده است.چه آزمون ساده و خطرناکی و با چه دلیل شرعی موجه!! (البته در نظر اول و غیر دقیق و بدون اعتقاد به ارتباط آیات هر سوره با یکدیگر و ندیده گرفتن کلیت قرآن)

 

--------------------------------------------------------------

نگاهی کلی به آیات سوره انفال

 

سوره انفال با دوبار آوردن عبارت "غنمتم" به سه فراز متصل کلی تقسیم میشود.مرز اول بین آنها آیه 41 درباره غنائم جنگی است.در این آیه به مومنین دستور پرداخت یک پنجم از غنائم داده میشود با شرط ایمان آنها به خداوند و آنچه که در روز خاص برای آنها نازل شده است.شرح آن روز در پی آیه می آید. بیان شرط ایمان به خدا و آنچه که در آن روز نازل شده است وسیله ارتباط ما قبل و ما بعد شده است.تا دوباره به کلمه "غنمتم" در آیه 69 میرسد.

 

در فراز اول مومنین امر به اصلاح ذات بین خودشان و عدم اختلاف و اطاعت از رسول الله میشوند.صحبت از توکل و امید به امداد الهی در مبارزه و جهاد با کافرین است.در این قسمت ضعف روحی و ایمانی موجود درون آنها اعلام نمی شود.

 

با رسیدن به آیه 41 ضمن محفوظ ماندن اتصال آیات فراز دوم شروع شده به بیان وضعیت اجتماعی و فردی و روحی آنها پرداخته میشود.افول قدرت روحی و ایمانی آنها بمیزان یک پنجم اعلام میگردد.عواقب رعایت نکردن وحدت و اتفاق بین خودشان را گوشزد میکند.ضمن عتاب مومنین در تعجیل برای کسب غنائم جنگی و اسیر گرفتن با دستور به خوردن غنائم بصورت کلی حلال و طیب و اعلام غفران الهی فراز دوم ختم میشود.

 

در اتصال با فراز قبلی در فراز پایانی امید آزادی را به شرط حرکت قلبی مثبت و ایمان به اسرا میدهد. زمینه برای ایمان بیشتر و  وحدت مومنین فراهم میشود.با بیان موکد و مجدد برای حفظ وحدت بین خودشان سوره ختم میشود. به همان مفاهیم ابتدای سوره میرسیم.

                                                                                                                                                                                      صفحه اول