تنزیل تفصیل یک خلاصه

الدین :

دین مجموعه تقدیرات و احکام موجز و اولیه الهی است....پیامبران همگی مردم و قوم خود را به دین فرامیخوانده اند...بعضی از پیامبران برای باور قوم خود و طبق صلاحدید الهی معجزات همراه داشته اند...آخرین پیامبر نیز با معجزه کتاب میخواهد این باور به دین و اصول آن را برای همیشه به انسانها یادآور شود....

متناسب با معجزه کتاب لازم است این اصول دین نیز در کتاب مندرج شود...این کتاب در حقیقت شرح و تفصیل دین است همراه با مقتضیات عصر آخرین پیامبر...

سوره یونس ، دهمین سوره چنین آغاز میشود:

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿۱﴾

و چنین پایان می یابد:

قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰۴﴾ وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۱۰۵﴾ یونس

...........

وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿۱۰۹﴾ یونس

تمام اقوام دین را باور نکردند و با پیامبران خود درگیر شدند غیر از قوم یونس (پس از نجات ایشان از دریا)...

فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿۹۸﴾ یونس

سوره بعدی ، یعنی سوره هود چنین آغاز میشود:

الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾ هود

این آیات نشان میدهد آنچه در پی می آید توضیح و تفصیل همان اصول دین و حکمت اولیه الهی است....تا جایی که پایان آنها بروشنی معلوم میشود:

أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾ وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿۳﴾ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴﴾ هود

مرجع (غیبی و به زبان اصلی ملکوتی) این آیات همان مجموعه احکام اولیه الهی (دین) هستند که در لیله القدر نازل میشوند و تمام ملائکه از کل امور برای تفصیل و آماده سازی آن فرود می آیند...

==========================================

لیله القدر :

نزول کتابی (مجموعه ای) از دستورات (احکام اولیه) الهی توسط مقربین (روح القدس)...

نزول (فرود آمدن) ملائکه و روح از هر امری و تفهیم و تعیین وظایف برای جمع آوری اطلاعات و آماده سازی...

--------------------

سوره قبل از سوره قدر بر روی شاخه اول از درختواره قرآنی یعنی سوره التین با آیات ذیل پایان می یابد:

فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ ﴿۷﴾ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ ﴿۸﴾ التین

آیا نشان نمیدهد آنچه در لیله القدر نازل شده مجموعه احکام الهی در خصوص مقدرات کلی (دین) بوده است؟ به این مجموعه احکام اولیه نمیتوانیم بگوییم "کتاب احکمت آیاته" چرا که "آیاته" برای سمت انسان است نه سمت ملائکه مقرب....اشاره به این مجموعه احکام  مانند اشاره به "کتاب" (نامه مکتوب) حضرت سلیمان به بلقیس در سوره نمل است:

قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ ﴿۲۹﴾ إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۳۰﴾أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿۳۱﴾

==========================================

لیله المبارکه:

پس از ده شب ....در ماه مبارک رمضان...در پایان فجر آخرین ---- پایان تالیف اطلاعات --- آماده شدن دستور العمل های امور مختلف -- از جمله تهیه شدن قرآن ، تفصیل بزبان عربی برای حکم (یا احکام اولیه)  الهی نازله در لیله القدر در خصوص هدایت انسان   قرآن قبل ازتنزیل ، کتاب مکنون در ملاء اعلی (لدینا)

این تفصیل و نسخه اولیه به جبریل و ملائکه توزیع وحی سپرده میشود و ایشان باید بنا به دستور در زمان لازم به القای آیات و سور مورد نظر بر قلب رسول الله اقدام کنند....هماهنگ با آیات سوره بقره در مورد روزه ماه رمضان ، این نسخه اولیه در صورت نیاز ، با الحاقات یا آیات جدید در ایام دیگرتکمیل میشود....

وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ ﴿۳﴾ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿۴﴾ أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿۵﴾ الدخان

الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾ هود

بنابراین آیات و سور قرآن در دست ما مرجعی غیبی دارند...همانطور که نجوم مختصات و مواضع دقیق دارند ، آیات و سور نیز مختصات دارند....اشاراتی که در اتصال این آیات از سوره واقعه نهفته است:

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿۷۵﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿۷۶﴾ واقعه

 إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿۷۷﴾ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ﴿۷۸﴾ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿۷۹﴾ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۰﴾ واقعه

تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۲﴾ كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۳﴾ فصلت.....در اینجا (آیه 3) اشاره به یک کتاب است، کتابی که آیات آن به عربی است...اقتضای رحمت الهی (الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) در هدایت و هشدار و بشارت همراه با خلقت انسان...و دوران بلوغ و قدرت او (دوران تصمیم گیری ها و حفظ امانت توسط انسان )...

برای فهم آیه 3 سوره فصلت از اتصال کل آیات سوره از جمله اشارات آیات اواسط سوره چرا غافل شویم....آیات ذیل نشان میدهد فهم از " احکمت" در آیه 3 چگونه باید باشد:

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ ﴿۴۴﴾ فصلت

یعنی بهانه اینکه کتابی بر آنها نازل گردد که آیاتش اعجمی باشند از آنها گرفته شده است...

بنابراین کتابی که بر آنها نازل میگردد آیاتش بزبان عربی بوده و برای عالمین و قومی که عربی میدانند قابل خواندن است...البته برای مومنین هدایت و شفاء و برای غیر مومنین قابل درک نیست....

--------------------

سوره قبل از سوره هود  بر روی شاخه اول از درختواره قرآنی یعنی سوره یونس با آیه ذیل پایان می یابد:

وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿۱۰۹﴾ یونس

آیا نشان نمیدهد نزول تدریجی قرآن همان نزول تدریجی تفصیل مجموعه احکام اولیه الهی میباشد؟ بر مبنای احکام اصلی و تقدیرات اولیه بوده است؟ همانطور که کار تبلیغ وحی نازله و صبر بر آن توسط رسول الله نیز تحت حمایت و تعیین تکلیف الهی بوده است...

==========================================

آغاز نزول به زبان عربی  :

همینکه آن کتاب (مجموعه احکام اولیه) ، به صورت قرآن عربی تفصیل یافت...تنزیل آغاز میشود...

الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾ هود

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿۱﴾ إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ ﴿۲﴾ زمر

در حین تنزیل ، آیاتی جدید (در مورد حوادث جدید) و یا تکمله برای آیاتی خاص ، پس از یافتن مختصات در کتاب ملکوتی ، با آن همراه شده (در صف تنزیل قرار میگیرند) و بصورت مجموعه ای کامل بر پیامبر نازل میگردد...این زوج آیه یگانه است هیچ جای دیگری بدین شکل نیست....همانطور که بر روی درختواره قرآنی شاخه اول ، سوره زمر به سور حوامیم ملحق میشود...

.....میشود چنین جمع بندی و تصور نمود که آیات و سور در قرآن ، کتاب مکنون (مندرج در ام الکتاب) ، مختصات خود را بعنوان مندرجات یک کتاب دارند ، با تنزیل یا نزول قطعه قطعه طبق مختصات توسط ملائکه سمت پیامبر نیز ساختمان کتاب بنا میشود...دستور به پیامبر به چیدن و ثبت آیات و سور در مختصات خودشان....

==========================================

در موارد بسیاری کلمه "الکتاب" به این مجموعه تنزیل یافته کامل (در پایان) اشاره میشود:

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۶۴﴾ نحل

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳﴾ سجده

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿۴۱﴾ فصلت

لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿۴۲﴾ فصلت

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ ﴿۴۴﴾ فصلت

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۲﴾ غافر

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾ جاثیه  و احقاف

در این موارد اشاره به "الکتاب" اشاره به کلیت کتاب یعنی قرآن است... این کلیت ، تا قبل از رحلت پیامبر و تا قبل از نزول کامل قرآن ، به کمک تبیین پیامبر مقدور میشود...پس از رحلت ایشان رعایت کلیت خود قرآن کاملا نازل شده کما فی السابق میزان رفع اختلاف و میزان هدایت است...

--------------------

استثنا برای "الکتاب" مواردی است که نمیتوانیم بگوییم همان قرآن است و این موارد یکی ابتدای سوره بقره (ابتدای قرآن) آیه ذیل است:

ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾ بقره

دیگری مواردی در سوره انعام:

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿۳۸﴾ انعام

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۵۹﴾ انعام

آیه سوره بقره با اشاره به دور بودن و اعلام نبود شک در وجود آن و اشارات آیات بعدی ، میرساند که کتاب طبیعت است...موارد سوره انعام با آیات دیگری از همان سوره انعام تقویت میشود...کتاب حیات دنیا ، کتاب طبیعت :

وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿۲۹﴾ انعام

وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿۳۰﴾ انعام

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿۳۱﴾ انعام

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۳۲﴾ انعام

یقین به روز قیامت هدایتی پایانی برای متقین است که پس از ایمان به قرآن و پیامهای الهی حاصل میشود...هدایتی افزون بر تایید آنچه از کتاب طبیعت برای آنها حاصل میگردد:

وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾ أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾ بقره

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾ خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۷﴾ بقره

انذار کافرین بی فایده است، کسانیکه طبیعت را آنچنانکه باید نمی بینند بلکه آنرا محیطی برای تنازع و رقابت در کسب و حفظ لذت و زندگی مادی و بی هدف می یابند...

==========================================

از این آیات سوره الرعد معلوم میشود ام الکتاب شامل تمام کتب ، و آیات و تقدیرات مورد نظر الهی ، در آن مضبوط است:

وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ ﴿۳۷﴾ الرعد

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ﴿۳۸﴾ الرعد

يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ﴿۳۹﴾ وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿۴۰﴾ الرعد

در آیات ذیل از سوره واقعه ، قرآن در دست ما ، مندرج در "کتاب مکنون" اعلام گردیده است :

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿۷۷﴾ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ﴿۷۸﴾ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿۷۹﴾ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۰﴾ الواقعه

اما در آیات ذیل از سوره زخرف ، قرآن مندرج در "ام الکتاب " اعلام شده:

وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۳﴾ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿۴﴾ الزخرف

و این با اشارات سوره زخرف سازگار است چرا که در این سوره اشاره به احتمال نزول قرآن به یکی از دو قوم بزرگتر آن روزگار (ایران و روم) و نحوه تقسیم لوازم معیشت و رحمت الهی در میان انسانها و در گستره زمین میشود:

وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿۳۱﴾ الزخرف

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۳۲﴾ الزخرف

چنین است که اتصال آیات هر سوره و کلیت درختواره قرآن (كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ) (اتصال قول ثابت الهی) نقش اساسی دارند...

==========================================

درک موضوعات کتاب در کتاب یا تفصیل کتاب امروزه برای ما ساده تر است...یک سیستم نرم افزاری از ماجول های مختلف (قطعات نرم افزاریزیر سیستم ها) تشکیل میشود....یک سیستم یا یک زیر سیستم میتواند به زبان های مختلف نمایش داده شود....

کل سیستم بمثابه ام الکتاب متشکل از کتاب های مختلف است که البته هماهنگ با هم کار میکنند...گزینه ترجمه کل سیستم یا قسمتی از سیستم بزبان دیگر همان تهیه تفصیل یک کتاب است بزبان دیگر...

==========================================

شخص پیامبر نمی تواند بر قرآن بیافزاید یا تغییر دهد.....قرآن بر زبان ایشان آسان گشته است....

فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا ﴿۹۷﴾ مریم --- متقابل با سوره علق

سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى ﴿۶﴾ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى ﴿۷﴾ وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى ﴿۸﴾ اعلی --- متقابل با سوره قصص

فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۸﴾ دخان

ایشان برای حفظ قرآن لازم نیست به خودشان زحمت بدهند با نوشتن آن و تحت رصد و کنترل الهی جمع آوری و محفوظ میماند:

تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۳﴾ وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ﴿۴۴﴾ الحاقه --- متقابل با سوره احقاف

لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿۱۶﴾ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿۱۷﴾ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿۱۸﴾ القیامه --- متقابل با سوره غافر

==========================================

صفحه اول