درباره اتصال آیات سوره حج سوره 22
سوره حج سوره کمک طلبیدن از خداوند...و فقط از خداوند... است....در خانه خدا را زدن ....آداب این خانه به جای خود...محل تجمع مومنین نشان میدهد که کمک خداوند با اتحاد مومنین رقم میخورد....
-----------------------------------------------------
کلمه حج یعنی آمد و شد یعنی گردش و حرکت.در این سوره گردش و حرکت به زیبایی موج میزند...از دو رقم مثل هم 2 از شماره سوره تداعی میشود...
در ترجمه تفسیر المیزان میخوانیم (که البته نباید شاهدی بر تایید هر چه در المیزان هست باشد-میزان رعایت همواره اتصال است) :
" كلمه" زلزله" و" زلزال" به معناى شدت حركت است به حالتى كه هول انگيز باشد.
و گويا از طريق اشتقاق كبير از ماده" زل" كه به معناى" زلق" است گرفته شده، و به منظور مبالغه و اشاره به تكرار آن تكرار شده است، و اين در واژههاى مشابه" زل" شايع و زياد است، مثل" ذب" و" ذبذب"،" دم" و" دمدم"،" كب"
و" كبكب"،" دك" و" دكدك"،" رف" و" رفرف" و ...."
از همان آیه اول آغاز میشود زلزله عظیم روز قیامت و حرکت های شبه مستانه و هول انگیز مردم در آن روز...
يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَ تَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَ مَا هُم بِسُكَارَى وَ لَاكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ(2)
نمونه اصلی از حرکت در این سوره همان چرخیدن و طواف دور خانه خداست:
وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿۲۷﴾
للِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿۲۸﴾
ثُمَّ لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُواْ نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُواْ بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ(29)
اوایل سوره حرکت جسمانی است بتدریج حرکات درونی و شک و تردید مطرح میشود...
وَ لَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فىِ مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتىَ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ(55)
البته با توصیه بر این که حرکات مختلف و دنباله روانه شیطانی به اعتصام و متصل شدن به ریسمان الهی تبدیل شود و حرکت هماهنگ و وحدت حول بندگی الهی حاصل شود سوره پایان می پذیرد...
-----------------------------------------------------
1405/05/26
در سوره حج آیه ذیل ظاهرا و در نگاه اول ، بسیار بی رحمانه بنظر میرسد:
مَنْ كَانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ ﴿۱۵﴾حج
اگر کسی گمان میکند ...همواره بر این نظر است (کان یظن)....که هرگز خداوند به او کمک نخواهد کرد ، خودش را بوسیله ای (ریسمانی) به آسمان ببرد و سپس آن وسیله را از کار بیاندازد (قطع کند) ببیند آیا با این کارش خشم او برطرف میگردد؟....
او با این بالا رفتن و رها کردن خودش ، اشاره به عمل صالح را قطع کردن و کنار گذاشتن ، همان نظر خودش را عملا پیاده سازی کرده و نتیجه را خواهد دید ، خواهد دید که هرگز "خود خدا" (در آسمان یا از آسمان) کمک نمیکند و خشم او فروکش نخواهد کرد...بلکه باید به کمک خدا در زمین از طریق قلوب محسنین و مومنین و کمک آنها و یا قتال و مهاجرت خودشان ، عمل صالح خودشان ، امیدوار باشند و خداوند بر نصرت آنان قادر است :
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿۳۹﴾ حج
سوره حج (بر شاخه اول درختواره قرآنی) متقابل است با سوره کوچک الضحی...سوره الضحی احساس رهاشدگی رسول الله را بجهت قطع موقت ارتباط وحیانی ، رد میکند و کمک های قبلی الهی از عالم غیب را به ایشان متذکر میشود...
بنابراین یک برداشت رایج از اینکه در عبارت "لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ" ضمیر به رسول الله برمیگردد ، اشتباه است...بلکه به همان شخص نوعی ناامید و خشمگین برمیگردد...
آیه میخواهد با تمثیل ، به آن انسانی که میگوید "خدا" هرگز به او کمک نخواهد کرد بفهماند که کمک خدا بر روی زمین و از طریق محسنین و مومنین به خدا انجام میشود نه از جانب "خود خدا"....اگر از جانب خود خدا میخواهد باید به آسمان برود و ...
....محل دریافت کمک الهی در زمین و از طریق محسنین و مومنین بخدا است...نه دریافت مستقیم کمک از خدا در آسمان!؟...
توصیه ای نظیر به مهربان بودن مومنین نسبت به یکدیگر ، در سوره فتح بر همین شاخه اول :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿۲۹﴾ فتح
اما چرا این مثال زده شده است؟ چون ایمان بخدا نیز مانند گرفتن ریسمان و رفتن به سمت بالاست(العروه الوثقی)....اگر در نیمه راه توکل خود را از دست بدهد و در مقابل مشکلات سست شود مانند اینستکه ریسمان را پاره کند و بیافتد...شرط عقل نیست ریسمان الهی را بریدن چرا که خدایان دیگری که بنفع ما باشند وجود ندارند با توضیحی که در آیات قبلی آمده است...
بنابراین برداشت اینکه نهایتا خدا به کسی که نا امید شده است ، پیشنهاد خود کشی داده باشد اشتباه محض بوده و انحراف رخ میدهد:
وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ ﴿۱۶﴾ حج
همچنانکه آیه دیگری در همین سوره بطور هشدار آمیزی مشابه چنان صحنه ای را تصویر میکند:
حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿۳۱﴾حج
در حالى كه گروندگان خالص به خدا باشيد نه شريكگيرندگان [براى] او و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربوده اند يا باد او را به جايى دور افكنده است (ترجمه آقای فولادوند)
بنابراین باید امیدوار بود که خداوند حتما به ما کمک خواهد کرد بشرط آنکه او را اطاعت کنیم و شعائر او را محترم داریم...اتصال و انسجام آیات سوره حج....همچنانکه مناسک حج موجب تجمیع قدرت های مومنین با هم خواهد شد...خداوند نیروی جمع مومنین را در ایام حج به آنها نشان میدهد...با حج ، مومنین به یکدیگر و فقرا کمک میکنند و ...
حداقل گوشت قربانی های سالانه در مراسم حج کمک مومنین به چنین درماندگانی است....
بنابراین طواف گرد خانه خدا از جانب مومنین و حرکت جمعی مومنین کمک به خود آنهاست....حرکت و سیر در زمین اساسا موجب رشد و یافتن جواب برای مشکلات است...اصلا سیر در زمین موجب رشد عقول...هرچه بیشتر پیوسته دیدن...است:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿۴۶﴾حج
--------------------------------------------
بعضی تصور میکنند "من" در این آیه سوره حج شامل انسانها نیز هستند:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ﴿۱۸﴾حج س 22
در حالیکه انسانها "الناس" بعد از "الدواب" ذکر شده اند و نمی شود که دوباره به همانها اشاره شود....آیه ذیل ...که در آن ابتدا با ضمیر "ما" به همه اشاره دارد و در انتها شامل دابه و ملائکه ....گواه این برداشت است:
وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۴۹﴾نحل س 16
انسانها از نظر جسمی عضو مجموعه "الدواب" هستند ولی با داشتن ایمان از اعضای این مجموعه متمایز میشوند...اگر انسان پیام الهی را خوب نشنود و یا بدون دلیل منکر خداوند و کافر شود از بدترین افراد الدواب خواهد شد:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿۲۲﴾انفال س 8
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ ﴿۸﴾ حج س 22
وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ ﴿۲۸﴾فاطر
چون در نیمه دوم این آیه سوره فاطر اشاره به علمای الناس میشود ترتیب ذکر ناس و الدواب و انعام ترتیب علم و آگاهی است...
بنابراین در آیه 18 سوره حج "کثیر من الناس" بعد از "الدواب" توجیه دقیق دارد...در این آیه بترتیب سجود احتمالی است...سجده امری "دیده شدنی" است ولی تسبیح دیده شدنی نیست:
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿۴۴﴾اسراء س 17
آنچه "دیده" میشود اینستکه انسانها هم از جنبندگان "الدواب" هستند....
-------------------------------------------
درضمن با این مقدمات میتوان آیه انتهایی سوره فاطر را درک کرد :
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا ﴿۴۵﴾فاطر س 35
اینکه فرموده اگر انسانها را به جرم اعمالشان میگرفتیم جنبنده ای بر روی زمین باقی نمی ماند.....یعنی هیچ انسان شریف و کم گناهی در روی زمین نیست؟
اشاره به "دابه" و دیگر آیات سوره فاطر و ارتباط در کلیت قرآن موضوع را روشن میکند....
"اگر میگرفتیم" اشاره به گناهکاران دارد کسانی که با اعمال خود خصلت حیوانی در خود نهادینه کرده اند...