جن در قرآن و اتصال آیات سوره جن سوره 72

 

گویا شبیه به هفت لایه جو بالای زمین ، هفت لایه با درجات مختلف از مادیت بین آسمانهای هفتگانه ، وجود دارد:

 

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا ﴿۱۲﴾ طلاق

 

همانطور که خروج از جو زمین رموز و شرایط خود را دارد و هر موجودی نمی تواند از آن خارج شود خروج از آسمان اول یعنی آسمان مادیت (شامل کهکشانها) و ورود به آسمانها و محیط های بالای آن نیز کار هر موجودی نیست...ملائکه با قدرت و توانهای لازم و از جنس متناسب میتوانند در هر آسمان جولان دهند و یا وارد و یا خارج شوند...

 

بنابراین هر وقت کلمه "السماء" را دیدیم باید ببینیم منظور آسمان اول از هفت آسمان دور زمین منظور است یا آسمان اول از هفت آسمان بزرگ...

 

سوره فاطر اشاره به آغاز و هدف از خلق ملائکه میکند...آنها برای ارتباط بین زمین و آسمانها و عالم غیب هستند :

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾فاطر

 

گویی عده ای از آنها توان پرواز بیشتری دارند و عده ای توان کمتر....عده ای میتوانند از آسمان حاوی زمین و ستارگان و کهکشانها (آسمان اول) به آسمانهای بالاتر و ملکوت اعلی بروند ولی عده ای بطور طبیعی و خلقتی نمیتوانند...

 

وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ ﴿۱۶۴﴾ وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ﴿۱۶۵﴾ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿۱۶۶﴾ الصافات

 

آنهایی که بطور طبیعی توان پرواز بالاتر از آسمان اول را ندارند "جن" هستند (جن دسته اول بنامیم)...در محفل اصلی حضور ندارند غایب و پنهان هستند....و البته از درگاه خدا رانده نشده اند...

 

ابلیس ملکی است که میتوانسته بالاتر از آسمان اول برود ولی پس از رانده شدن دیگر اجازه بالاتر آمدن را از دست داده و از قبیل جنیان شده است (کان من الجن) ...هر وقت بخواهد به ملکوت اعلی وارد شود  رانده میگردد...این برای ابلیس عذاب است....فرصتی است برای فسق و فجور (ففسق عن امر ربه) :

 

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا (50)کهف

 

مانند عذاب ما در حیات بعدی است...آنهایی که نافرمانی کنند در محیط بسته ای قرار میگیرند که توان خروج از آنرا ندارند حال آنکه ابتدای خلقت و حیات مادی آزادی و توان داشتند....

 

در کنار آیات سوره سبا و جن مسخر حضرت سلیمان و آیه ذیل از سوره فاطر:

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾فاطر

 

معلوم میشود که ملائکه رسولان از محیط ماوراء (غیب) به محیط دنیایی (شهادت) هستند(با اینحال غایب از نظر انسان)...اما جن ها در داخل محیط دنیا قرار دارند جن هایی که تحت فرمان ملائکه بالاتر از خود هستند و استکباری ندارند... برای نجات یونس یا برای پیروزی پیامبران مورد نظر الهی عمل میکنند....

 

پس باید گفت جن دسته اول هم خود در مرتبه ای از سلسله مراتب ملائکه میباشد و بلحاظ قدرت و توان در محیط نزدیک به انسان و دنیا ولی نادیدنی قرار دارند ایشان از عالم بالا میتوانسته اند شنود داشته باشند فقط در ایام نزول قرآن نمی توانسته اند شنود کنند:

 

وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا ﴿۹﴾

 

"جن" دسته اول از غیب خبر ندارد غیب درون سلیمان (انسانها)  و غیب پنهان در درون عالم خلقت کلا (انا لا ندری ...ام اراد بهم رشدا) فقط از شهادت میداند...با سرعت سیر زیاد ما وقع (غیر انسانی) را میبیند و میداند و گزارش میدهد:

 

فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ﴿۱۴﴾سبا

 

"جن" دسته اول بر انسانها القاء افکار نمی کنند...با انسانها کاری ندارند...گزارشگر ما وقع هستند...در کار کنترل ما وقع بفرمان الهی با واسطه دیگر ملائکه هستند...پس در سوره جن درباره دو دسته جن بیاناتی میشود...درحالی که آیه ذیل گفته جن دسته اول است :

 

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ﴿۸﴾ الجن

 

آیه ذیل درباره جن دسته دوم میباشد :

 

وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ﴿۶﴾ الجن

 

-------------------------

 شاید نکته اصلی در سوره جن ، نکته نهفته در سه آیه پایانی باشد :

 عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿۲۶﴾ الجن

 إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿۲۷﴾ الجن

 لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴿۲۸﴾ الجن

 از عبارت "فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا" دو جور برداشت میشود کرد :

1- به نیروی غیبی خود ، کسی را پیروز نمیکند...

2- کسی را به غیب خود واقف نمیکند...

 برداشت تعیین کننده ای که اساسی و تا عصر و زمان ما منشاء اثر است و عاملی برای بروز خرافات یا فهم صحیح قرآن...

 برداشت اول صحیح است ، برداشت رایج دوم اشتباه میباشد...

 بر شاخه اول درختواره قرآنی ، در کنار این سوره ، سوره نوح قرار دارد ، کما اینکه در چیدمان اصلی نیز در کنار هم هستند...قصه حضرت نوح نمونه ای از پیروز شدن یک پیغمبر در اثر کمک غیبی الهی است...آغاز طوفان و پایان آن همه و همه آشکارا غیبی بودن آنرا تایید میکنند...

 اگر ابتدای سوره جن را هم با انتهای سوره مقایسه کنیم ، صحت برداشت اول آشکار است :

 قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ﴿۱﴾ الجن

 اگر رسول الله خود به غیب واقف بود ، نمی فرمود : بگو بمن وحی شد که عده ای جن ، قرآن را شنیدند...

 اگر سه آیه پایانی را نیز از ابتدا تا انتها پیگیری کنیم ، باز صحت برداشت اول را نشان میدهد...اول آیه 26 میفرماید "او عالم غیب است" ، تا انتها که برسیم معلوم میشود هم خود او تعداد کل اشیاء را میداند نه کسی دیگر و نه هیچ پیامبری...

 اینکه مثلا حضرت یوسف تعبیر خواب میدانست ، نشان از داشتن علم غیب ایشان نیست بلکه داده شدن توانایی محدود برای اثبات پیامبری اوست و این توانایی ، خود بقدرت غیبی برای او حاصل شده است...

 برای همین ، جهت جلوگیری از سوء استفاده از اینکه احتمالا رسول الله به نیروی غیبی پیروز خواهد شد پس به او بگرویم ، در جنگ های زمان پیامبر، شکست یا پیروزی مقدر شده و بعلاوه پرداخت هزینه جنگ و بخشش به فقراء ملاک ایمان است :

 مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿۱۷۹﴾ آل عمران

 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ ﴿۳۶﴾ انفال

لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۳۷﴾ انفال

صفحه اول