تقارن و زوجیت اولیه در خلقت و حیات آدم ابوالبشر
باید بنا را بر آیاتی بگذاریم که تمایز نفس و روح را نشان میدهند :
وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۷۸﴾ نحل
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۵﴾ اسراء
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰﴾ قصص
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ ﴿۹﴾ سجده
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۲﴾ زمر
آدم و زوجش ، با تمام ظواهر که البته هنوز عورات آنها برایشان کاملا شناخته نبوده یا لباسی یا روکشی بر آنها پوشانده بوده است ، در بهشت موقت زمینی ، محیط کنترل شده ، همچون محیط رحم مادر ، محل خلقت خود ، قرار دارند...
ارواح زوج آدمی با حداقلی از نفس ، به عالم روحانی و نه نفسانی ، ملاء اعلی ، میروند و نفوس آنها با حد اقلی از روح ، در بهشت موقت زمینی همچنان باقی میمانند...واقعا به هر دو زوج آنها میتوان "آدم" اطلاق نمود...
از طریق توان روح آنها در ملاء اعلی ظرفیت استعداد آدم نشان داده میشود...
... زوج آدم روحانی پس از تعلیم و آزمون و دارای نفوس شدن ، وارد بهشت موقت زمینی ، محل خلقت ، میشوند...در پیکری جدید آدمی گونه ظاهر میگردند...در همین بهشت زمینی با خوردن از درخت ، هبوط وضعیت (نه خروج از محیط) میکنند و مرد و زن بودن آنها در بهشت موقت آشکار میگردد...
و دو آدم نفسانی نیز ندای الهی در خصوص نزدیک نشدن به آن درخت را میشنوند...با این حال در اثر وساوس شیطانی از آن درخت میخورند آنها هم از وضعیت خارج میشوند ، با تلقی کلمات از جانب خدا ، امکان توبه برای او فراهم شده و صاحب روح انسانی و هدایت میشود...سپس همگی از محیط نیز خارج میشوند یا محیط تغییر میکند...
خروج و هبوط از وضعیتی خوب به وضعیتی بد ، در سوره بقره نمونه دارد...با فاصله نه چندان زیاد از آیات هبوط آدم ... :
وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿۶۱﴾ بقره
در قیامت نفوس پاکیزه مومنین و مومنات ، به جنات دائمی و مساکن طیبه منتقل میشوند...اما محل اسکان زوج بشر اولیه و زوج بشر تعلیم دیده در جنت موقت زمینی بوده ، محلی کنترل شده که درخت ممنوعه در آن قرار داشته است...
فرمان الهی در این جنت را هر دو زوج میشنوند... از جانب زوج روحانی ، فراموشی رخ میدهد و از طرف زوج نفسانی نافرمانی ...
چرا که زوج روحانی در ملاء اعلی با اشاره به شیطان ، دشمنی او ، هشدار داده شده بود...
وجود اعلام دو هبوط ، گویا اشاره دارد باینکه ، اول زوج آزمون دیده و فراموشکار و سپس زوج نفسانی ، از وضعیتی که داشتند خروج و هبوط میکنند...و تنازع و دشمنی انسانها با هم و شراکت پنهان شیطان از این مرحله آغاز میشود...اجازه توبه و بازگشت زوج نفسانی داده میشود و هدایت میگردد و سپس اشاره به هر دو زوج برای هبوط و خروج آنها از محیط کنترل شده بهشت زمینی ...
یک هبوط از وضعیت درونی و جسمانی ، جداگانه به انتخاب خودشان ، و یک هبوط همگی با هم از محیط ، بدستور الهی ...
------------------------------------------
آیات ذیل از سوره اعراف نیز به دو زوج بودن آدم اشاره میکنند... زوجی که علیرغم اشاره الهی در ملاء اعلی به دشمنی شیطان ، در بهشت موقت از درخت ممنوعه خورده جزئیات اندام او ظاهر شد و تغییر وضعیت داد به وضعیت پایین تر رسید... و زوجی که در ملاء اعلی نبوده بلکه در همان محیط بهشت موقت زمینی ، محل خلقت ، بوده نیز هشدار نخوردن از درخت ممنوعه را رعایت نکرد و اندام او هم ظاهر شد... آیا دو بار اشاره به "سوآتهما" موید این دو زوج بودن نیست؟ و یکبار برای یک زوج کافی نبوده است ؟ :
وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۹﴾ اعراف
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿۲۰﴾ اعراف
وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿۲۱﴾ اعراف
فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۲۲﴾ اعراف
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۲۳﴾ اعراف
قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿۲۴﴾ اعراف
قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿۲۵﴾ اعراف
يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿۲۶﴾ اعراف
يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۲۷﴾ اعراف
استغفار زوج روحانی مورد اشاره آیه 23 بدون پاسخ مانده است...حال آنکه در جایی دیگر (طه آیه 122) ، توبه آدم پذیرفته شده است...آیا این دو زوج متفاوت نبوده اند؟...والدین ما همین زوج نفسانی هستند که توبه آنها پذیرفته گشته وهدایت شدند...
اشاره آیات 24 و 25 سوره اعراف ، هبوط وضعیتی و هبوط مکانی بعدی دو زوج آدم از بهشت زمینی را بیان و دیدار و دشمنی با هم در آینده را به آنها هشدار میدهد...
در سوره اعراف ، اعلام ارسال هدایت و تبعیت از آن در قصه آدم بیان نمیشود چرا که این تذکر کلی و همیشگی را در جای جای این سوره و به دفعات ذکر مینماید...نکته زیبای دیگر کلمات "نَادَاهُمَا" و "أَقُلْ" میباشند..."ندا" با اشاره به دور پس از خوردن از درخت است و "قل" اشاره به هشدار الهی در ملاء اعلی و از نزدیک میباشد...یادآوری هشدارها به زوج روحانی...
------------------------------------------
سوره اعراف بر شاخه دوم درختواره قرآنی بر دوگانه و در دو محیط همجوار بودن دو زوج آدمی تاکید مفصل دارد اما سوره طه بر شاخه اول درختواره ، ضمن اشاره خلاصه به دوگانه بودن زوج آدم ، بیان خلاصه ای از وسوسه آنها نیز میدهد :
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى ﴿۱۲۰﴾ طه
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ﴿۱۲۱﴾ طه
ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى ﴿۱۲۲﴾ طه
قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى ﴿۱۲۳﴾ طه
پس از خوردن از درخت ممنوعه ، عورات یک زوج آشکار میشود ، اما آنرا نتیجه عصیان اعلام نمی کند و نمی فرماید "فعصی"...
گویی آدم دیگری "عصیان" میکند...عصیانگری که پس از مدتی انتخاب شده و بخشیده و هدایت میشود...
دو هبوط برای دو زوج آدم و عواقب "دشمنی بر روی زمین" و "اطاعت از هدایت الهی" یکجا و در یک آیه خلاصه میشود...
------------------------------------------
محل خلقت آدم ، بهشت یا بهشت گونه و موقت بوده است ... اتصال آیات سوره مومنون اشاره دارد ... :
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۱۱﴾ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ﴿۱۲﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ ﴿۱۳﴾ مومنون
...
وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ﴿۵۰﴾ مومنون
ذکر حلقه حیات مومنون به فردوس جاویدان ختم میشود ، در اینجا و از اینجا به چگونگی شروع حیات انسان اشاره میکند...آیا شروع حیات و خلق از طین ، در محیطی شبه فردوس ، با قرار و مکین و معین ، البته موقت ، نبوده است؟...آیا "ابتدا" نمی تواند ، شباهت کوچکی به "انتها" داشته باشد؟...آیا رحم مادر برای جنین شبیه بهشت نیست؟...آیا میتوانیم بگوییم محیط خلق آدم از طین نیز چنین نسبتی با زمین و آسمانها دارد؟...
إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹﴾ آل عمران
------------------------------------------
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا و َبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿۱﴾ النساء
آیه فوق در سوره النساء کلی ترین عبارت در تکثیر انسان است...تکثیر اولیه از آدم ابوالبشر را نیز می پوشاند...از زوج اولیه نفسانی ، زوج دیگری تکثیر شده است بدون لقاح و ازدواج ، یک مرد و یک زن دیگر...هماهنگ با بحث محوری "قسط" در سوره النساء...
اما در سوره سجده شکل طبیعی و قابل رویت تکثیر انسانها ، مدتی پس از تحولات اولیه بیان میشود :
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ ﴿۷﴾ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ﴿۸﴾
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ ﴿۹﴾ سجده
بدین ترتیب می بینیم مشکل چگونگی ادامه نسل آدم و ازدواج فرزندان او نیز با این دو زوجیت رفع میشود...
------------------------------------------
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ﴿۱۱۸﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى ﴿۱۱۹﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى ﴿۱۲۰﴾ طه
ظاهرا اینکه گرسنه و برهنه نمیشوی و تشنه و دچار اذیت گرما نخواهی شد بمعنی جاوید ماندن در آن بهشت موقت نبوده است...
گویا در آن بهشت موقت زمینی ، مرگ در انتظار آنها بوده است حتی اگر فرمان خدا را تا آخر عمر اطاعت میکردند ، لذا ابلیس مرگ و مبعوث شدن آنها (زوجی که در بهشت هستند و زوجی که برای تعلیم در محیط ملاء اعلی میباشند و به آن بهشت خواهند رفت ، حداقل تعداد ) را میدانسته است... برای همین در ادامه آیات سوره طه ، در فریب ابلیس جاودانگی نیز آمده است...
اما زمان مبعوث شدن آنها را نمیدانسته ... اینکه فرموده "يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ" ، معلوم بودن آن بر خداوند است...تا وقتیکه من میدانم...
قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۷۹﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ﴿۸۰﴾ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿۸۱﴾ ص