تاویل و محکمات و متشابهات

 

خلاصه اولیه : آیات متشابهات تشبیه کننده امری هستند که بطور اجتناب ناپذیر اصل آن از دسترس ما خارج است یا آنرا نمی بینیم.مثل خدا و عرش و بهشت و جهنم...شبیه سازی میکنند.

 

آیات محکمات درمورد چیزهایی هستند که ما می بینیم یا در مورد آنها نظر و شواهد این جهانی داریم مثل نظرات و احکام فردی و اجتماعی و تاریخی و طبیعی ...

 

با این تعریف آیات محکمات برای تبعیت و عمل هستند ولی آیات متشابهات موضوع ایمان هستند.چنانکه میفرماید:"...سوره محکمه و ذکر فیها القتال..."

 

این دو دسته آیات قرآن را تشکیل میدهند هر دو دسته بینات هستند بشکل واضح و عربی مبین بیان شده اند. آنها بهم ربط دارند. واضح است که محکمات بیشترند و متشابهات را در بر میگیرند.

 

هنگام برداشت و تبعیت از بعضی از آیات قرآن افرادی دچار اشتباه میشوند (در حقیقت ما تشابه علیهم منه) چون ارتباطات آیات را رعایت نمی کنند.

 

تاویل این اشتباهات را راسخونی که همواره کلیت را قبول دارند میدانند.اولواالالباب متذکر میشوند یعنی آنها ارتباطات را درک میکنند.راسخون اولوا الالباب هم هستند نیستند؟

 

اینکه فرموده است "...کتاب احکمت آیاته..." یعنی درباره آیات آن از جانب خداوند حکم شده است و چارچوب آن تعیین شده است بقیه کار یعنی تفصیل آن چارچوب توسط مقربین امین به درجات انجام شده است و خداوند بکار آنها سمیع علیم است. نه اینکه تمام آیات قرآن محکمات است!!!

 

اینکه فرموده است "...کتابا متشابها مثانی..." یعنی کتابی است که عالم دوم یعنی غیب (شامل بهشت و جهنم ) را شبیه سازی میکند.قلوب مومنین از این شبیه سازی ها بلرزه در می آید.کار بزرگی که فقط از این کتاب ساخته است.این کتاب بزرگ کارهای بزرگ دیگری هم دارد. نه اینکه تمام آیات قرآن متشابهات است!!!

 

در پرانتز اشاره به تشبیه مادر و عدم اطلاع وی (حداقل تا زمانی خاص) از جنس فرزند در رحم خود که در همین سوره آل عمران نیز آمده است جالب خواهد بود.مادر محکمات از جنس فرزند متشابهات در رحم خود  (حداقل تا زمانی خاص) اطلاع ندارد.پس تمام قرآن متشابهات نیست و همینطور تمام قرآن محکمات نیست.

 

تشبیه آیات "محکمات" به مادر کتاب و بقیه به "متشابهات" ثمره دیگری نیز دارد.همانطور که جنین در شکل و الگوی بسیار کوچک از فرزند پس از تولد است آیات "متشابهات" نیز همچون شبیه سازی بسیار کوچک از عالم غیب و وعده های قیامت است.

 

تاویل آیات محکمات در این دنیا و توسط راسخون در علم میسر است و فتنه گران و دارندگان زیغ در قلوب نمی توانند بهانه ای برای نفهمیدن داشته باشند.

 

تاویل آیات متشابهات در آخرت رخ خواهد داد در این دنیا برای آزمون ایمان هستند.متشابهات همانهایی هستند که اقوام گذشته به آن ایمان نیاوردند غیر از قوم یونس.بنابراین تمام آیات قرآن در آخرت تاویل ندارند.آخرت روزی است که یوم یاتی بعض آیات ربک.آیات راجع به قیامت که در دنیا به آنها ایمان نیاوردند.

 

----------------------------------

 دو نوع تاویل وجود دارد. بعبارت بهتر دو جور رخ میدهد:

 

الف : تاويل بوسيله يك يا چند عبارت. مثل آيه "... تاويل مالم تسطع عليه صبرا..."

شامل علم به مواضع کلمات وعبارات قبلي. (كهف 82 ) -  توضيحي براي علت صدور دستورها و اعمال.

 

ب : تاويل با وقوع موضوع مثل تاويل روياي حضرت يوسف هنگام تسليم شدن برادرانش. همینطور تاویل آیاتی که در مورد قیامت هستند.

 

-----------------------------------

 

باكنار هم قراردادن موارد تشابه بنظر ميرسد (رعایت دو میزان دربرداشت از قرآن) كه آيات"متشابهات"   

با آيات موضوع " ماتشابه منه" يكي نیستند.

 

آيات"متشابهات" تشبيه كننده عذاب وپاداش اخروي و آنچه از توان درك ما خارج است مانند تشبيه

عرش وملائك وامثال آنهاست و تاويل آن آيات از نوع دوم بوده و در اين جهان نخواهد بود.

(ملهم ازآيه ...قالوا هذالذي رزقنا من قبل و اتوا به متشابها...در سوره بقره آیه 25)

 

آيات موضوع " ماتشابه منه " آياتي هستند كه ميتوانند به وسيله آيات ديگر و يا دركنار آيات دیگر و

فهمیدن ارتباط آنها درک شوند. محکمات در مقابل متشابهات است نه در مقابل "ماتشابه منه".

 (ملهم ازآيه ... ان البقر تشابه علینا ... در سوره بقره آیه 70)

جمع ارقام شماره دو آیه سوره بقره و شماره آیه سوره آل عمران قابل توجه است))

یعنی تاويل و اصلاح این برداشت های اشتباه از آيات (که در میان دو دسته آیات یعنی "محکمات" و "متشابهات" هستند) از نوع اول تاویل بوده و در اين جهان امکان دارد.

 

الراسخون با دید "جامع" نگر خود توان آن را دارند. بهمین جهت در این مورد فرموده است "لایعلم".

 

حال آنکه تاویل آیات قیامت "رخ میدهد" ....يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ... (158) انعام.

 

-----------------------------------

 

مواردی وجود دارد که غیر مومنین آیات محکم را نیز نمی خواهند یا نمی توانند درست بفهمند  مانند دستور کشتن گاو.

 

ضمیر اشاره در "یقولون آمنا به" به کل قرآن اشاره میکند.

 

راسخون در علم می گویند به قرآن ایمان داریم . کلی است از جانب خدای ما. شبیه آنهایی نیستند که در آیه 162  سوره النساء معرفی میشوند؟

...لکن الراسخون فی العلم منهم و المومنون یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک ...

 

یکپارچگی هر آیه نشان از وحدانیت خداوند دارد. قرآن در کلیت خود آیه است بنابراین پیوسته است.

 

(با تمام وضوحی که نامیدن و آوردن قرآن بشکل یک کل واحد در زمره اشیایی که آیه نامیده شوند

واضح است با این حال کافی است بعنوان نمونه آیه 211 سوره بقره "سل بنی اسرائیل کم آتیناهم من آیه بینه ..." رادر کنار آیه 57 از سوره انعام "...قل انی علی بینه من ربی ..." ببینیم.)  

 

-----------------------------------

 

الفاظ وكلمات "متشابهات" و "ماتشابه منه" درست است كه ازيك ريشه ومفهوم هستند ولي كاربرد    

 يكساني دراين آيه ندارند. "متشابهات" زمانمند نيستند تشابه آنهاموردتاييد خداونداست وازرحمت او و نورانیت قرآن بدوراست كه ازابتدا مايه ضلالت ايجاد شده باشند ولي "ماتشابه منه" زمانمنداست وميرساند كه تشابهي است كه پس از نزول قرآن وفهم ناقص بعضي افراد بجهت مجزا گرفتن آنها از بقيه آيات پيش ميآيد. گویا خلاصه حکیمانه وروانی از عبارت "ماتشابه علیهم منه" است. شبيه به " ...ان البقر تشابه علينا ... ".

افرادی بدون زیغ در قلوب نیز ممکن است مدتی -  تا نظر عنایت الهی و یا حصول دقت بیشتر ازجانب آنها در اشتباه بمانند. ایشان تا حصول اطمینان و پیدایش ارتباط و یکپارچگی از آن آیات تبعیت نمی کنند و اعلام موضع نمی کنند. لذا حکیمانه فرموده است:"ما تشابه منه" و ضمیر "علیهم"نیامده است.

 

-----------------------------------

 

تاويل آيات " ماتشابه منه " كه مجراي اصلي مكر مريض القلب هاست وازتاويل نوع اول است از

 

راسخون در علم نیز برمي آيد. چنانكه نمي توان انتظار داشت مومنين در مقابل فتنه هاي افرادي كه

تاويل نادرستی از آنها دارند بدون دفاع و استلال باشند.

 

قول به ایمان و پایبندی راسخون در علم به کلیت قرآن از عمق وجود است:"...و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا..." شبیه به آیه 78 س نحل: "...والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا...".

 

 دانستن تاویل از جانب راسخونی است که درآن حال بدون شک وتردید می گویند آنراباور کردیم همه ازجانب پروردگار ماست. وجودآیه "...هو الذی یصورکم فی الارحم کیف یشاء..." قبل از همین آیه ما نحن فیه یعنی آیه متشابهات – آیه 7 سوره آل عمران- وهمینطور تشبیه محکمات به "ام الکتاب" خالی از این اشاره نیست.                                                                        

 

آيات " متشابهات " شي يا صحنه دومي را شبيه سازي ميكنند طرف دومي دارند چنانكه قرآن كتاب

"متشابها مثاني " است و وقايع آن جهاني و یا غیبی را براي تبشير و انذار ما شبيه سازي ميكند.

 

-----------------------------------

 

در طول اعصار و قرون پیامبران با معجزات آمدند و رفتند تا به انسان بباورانند که قیامتی هست و خواهد آمد که به ظلم و جور و فساد آنها رسیدگی خواهد شد و به اعمال نیک آنها پاداشی بهتر داده خواهد شد.

 

 ولی آنها همگی قیامت را تکذیب کردند و آمدن آنرا باور نکردند مگر در لحظات پایانی که برای آنها سودی نداشت و هلاک شدند. هلاک شدند تا فساد ادامه پیدا نکند.غیر از قوم یونس.این قوم به خدا و آخرت "ایمان" آوردند و از مزایای آن بهره مند شدند تا زمان مخصوص خودشان.ایمان بمعنی احاطه علمی کامل نیست. برای ایمان به وعده الهی احاطه علمی برای کدام قوم لازم بوده است که برای قوم محمد مصطفی لازم باشد.؟

 

معجزات آنها بعضا بهمراه کتاب یا پیام ها و از نوع عصای موسی و فیزیکالی بود ولی معجزه پیامبر خاتم از نوع کتاب بود.دشمنان محمد هم تکذیب کردند نه معجزه قرآن را که عاجز شدند از آوردن یک سوره مثل آنرا بلکه آمدن قیامت را.( آیات 38 و 39 سوره یونس)

 

أَمْ يَقُولُونَ افْترََئهُ  قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(38)

 

بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يحُِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتهِِمْ تَأْوِيلُهُ  كَذَالِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ  فَانظُرْ كَيْفَ كاَنَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ(39)

 

لذا خلط مبحث شد در تاویل.مشابهتی پیش آمد بین تاویل وعده قیامت و تاویل آیات قرآن آخرین معجزه.

مطالعه ادامه آیه 38 لازم است و توقف بر آن نتیجه اشتباه آمیز خواهد داشت مخصوصا پس از ده آیه ( در سوره دهم!) در آیه 48 معلوم میشود که منظور تاویل وعده قیامت بوده است.

 

وَ يَقُولُونَ مَتىَ‏ هَاذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(48)

 

پیوستگی و ارتباط آیات باید رعایت شود.چون هر دو تاویل هستند کنار یکدیگر آورده شد.مانند آب شور و شیرین دو دریا. در سوره یونس هستیم. اگر مثل ایشان شناگر قهاری نباشیم غرق خواهیم شد.در این سوره یکبار دیگر بر یک سوره مانند قرآن آوردن تحدی شده است.باید تمام سوره را خواند پیوسته و مرتب.شناگر نباید در یک جا دست و پا بزند مگر ضروری باشد و با آگاهی از بقیه دریا و توان خودش.

 

پس از این ده سوره اول از قرآن در سوره یازدهم یعنی سوره هود آیه 13 فرموده است :

 

أَمْ يَقُولُونَ افْترََئهُ  قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترََيَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(13)

 

فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(14)

 

رعایت پیوستگی و کلیت آیات چاره کار است. همان کاری که الراسخون در علم بدان معتقدند و دائما

آنرا مطرح میکنند...

 

-----------------------------------

 خلاصه ثانویه:

 

پس از بیان اینکه "او کسی است که" و معرفی کتاب یعنی بیان : هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ

 

محُّْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَات‏  "دو دسته کسان" را جدا سازی میکند. اول کسانی که زیغ در قلوب دارند و "ما تشابه منه" برای آنها رخ میدهد و هدایت نشده اند. دوم و در ادامه و در آیه بعد کسانی که زیغ در قلوب نداشته اند و هدایت شده اند (بعد اذ هدیتنا) و از خداوند میخواهند که زیغ در قلوبشان ایجاد نشود.بنابراین "ما تشابه منه" در اثر حالات قلوب ایجاد میشوند و از قبل ایجاد نشده اند و همان "متشابهات" نیستند.

                                                                                                                                                                                      صفحه اول