از سوره ص تا سوره فصلت

 

ترتیب سور قرآن بهمین شکلی که به ما رسیده معتبر و تحت حفاظت الهی است.

ترتیب نزول آیات و سور دقیقا مشخص نیست و نظرات مختلف بهمراه دارد.

 

همین ترتیب و اتصال آیات در هر سوره و همین ترتیب سور را مبنا قرار میدهیم.خود را تسلیم همین چینش فعلی میکنیم. سعی میکنیم ارتباطات را درک نماییم.

 

سیر کلی از سوره ص (سوره 38=19*2) تا سوره فصلت (سوره 40+1=41 ) را ابتدا خلاصه تر ببینیم.

 

در سوره ص کسانی میگویند پروردگارا بهره و نصیب ما را هر چه زودتر بما بده قبل از روز قیامت. در جواب آنها داستان حضرت داود و سلیمان بیان میشود.گویا به عجله آنها برای جمع آوری تنعمات دنیوی یا اخروی جواب میدهد.حال آنکه استغفار و ایمان بخدا و بخشش اصل است نه جمع آوری قدرت و مال دنیا.

 

در زمان داوود سلام الله علیه شراکت و مخلوط شدن دارایی یک فرد غنی با دارایی یک فرد فقیر عملا نهی شده بوده است و فرموده فقط مومنین صالح میتوانند باهم شریک شوند (با تعبیر خلطاء) و در همان حال به یکدیگر ظلم نکنند و تعداد آنها چقدر کم است!

 

پیامبرانی که قوت و قدرت دنیایی فراوانی داده شده بوده اند.سلیمان درخواست نموده بود الهی قوت و قدرتی بمن عطا کن که پس از من سزاوار کسی نباشد(مسئله حسادت نیست مسئله تقدیر است)به ایشان عطا شد و اجازه داده شد که به هر میزان میخواهد جمع آوری کند یا بخشش کند.

 

در کنار این اجازه دادن داستان شیطان و سرکشی او از فرمان خداوند بیان میشود.او بعلت اینکه خود را در خلقت برتر میدانست بر آدم سجده نکرد.هشدار به انسانها داده میشود که از شیطان تبعیت نکنند.یعنی تکبر نورزند و به فرمان خداوند در خدمت هم نوع خود باشند.

 

در سوره الزمر امر است به اینکه از احسن ما انزل الله تبعیت کنید.با مقایسه با آیه نظیرش در همان سوره...الله نزل احسن الحدیث...بسادگی مبین این است که دیگر نباید از تمام احکام صادره در زمانهای قبل مانند آنچه بر داوود و سلیمان نازل شده است بلکه از احکام قرآن که احسن احکام و دستورات هستند تبعیت کنند.این سوره اشاره به گروه بندی ها دارد.گروه مومنین و باتقوایان و گروه کافرین.گروه اول بفرمان خداوند و گروه دوم درفرمان شیطان.هر گروه با رسم و روش و شریعت خودش.

جمع و گروه نام سوره است.جمع گرایی زودترچیده شده است.

 

بنابراین بنظر میرسد ضرورت سیر بسوی خدمت به هم نوعان و بخشش علیرغم برتری در نیروی درونی از قبیل هوش و استعداد در میان انسانها آغاز میشود.آیا افزایش تدریجی تعداد افراد انسانی درآینده دیگر اجازه جمع مال بسیار را به هر فرد بتنهایی نخواهد داد؟ آزمون سخت و اساسی درپیش است.

 

در سوره مومن یا غافر شخص مومن در میان کافرین بر اعتقاد بخدا پایبند بوده است.ایمان خود را کتمان میکرده است.گویا اشاره به این است که افراد مومن باید در حالت اجتماعی و مراقبت از احوال هم زندگی کنند مگر اینکه اضطرارا اعتقاد خود را پنهان کنند. اعتقاد هر فرد از جامعه بتنهایی نیز لازم است.

 

گویی جمع آوری مال بسیار تا زمان حضرت سلیمان با تلاش خصوصی و درخواست شخصی از خداوند منعی نداشته است.اشاره به قارون در دوران پس از سلیمان نمونه ای است که در سوره غافر میاید.

 

در سوره فصلت تقدیر کلی اقوات برای گذران در حیات دنیایی اعلام میشود و هدف نهایی تفصیل داده میشود.تقدیر کلی اقوات نیازمندان (نیاز طبیعی و نه اسراف) در دل کره زمین بطور مساوات و بدون تبعیض بین مومن و کافر و باهوش و کم هوش رقم خورده است.مصرف بیش از نیاز طبیعی و ندادن زکات به نیازمندان ناتوان دیر یا زود فساد ایجاد خواهد کرد.تفصیل انجام شد.

 

مومنین با استعدادهای مختلف هر کس در حد توان خود فعالیت میکنند.مومنین با مدیریت و شورای خود و با حفظ احکام اقتصادی پویای قرآنی این هدف را پیگیری میکنند:با رضایت اجتماعی معامله میکنند به اندازه توان زکات میدهند و به وصیت های یکدیگر به حق عمل میکنند.هدف مقدر مساوات در مصرف و اقوات کل انسانهاست علیرغم تفاوت های استعدادی و ذهنی.مانند مصرف آب در بین گیاهان مجاور هم.(مثال سوره الرعد - در زمره زمینه سازیهای قبلی)...

 

                                                                                                                                                                                      صفحه اول